نمی بخشمت
آدمـک آخــرِ دنیــاست، بخند
آدمـک مـرگ هـمین جاست، بخند
آن خـدایی که بـزرگش خوانـدی
به خـدا، مثـل تـو تنهـاست، بخند
دستخطی کـه تـو را عاشـق کرد
شوخـیِ کاغــذی ماسـت، بخند
فکر کن دردِ تـو ارزشـمند است
فکر کن گریـه چـه زیباست، بخند
صبحِ فردا به شبت نیست که نیست
تـازه انگار کـه فـرداسـت، بخند
راستـی آنچـه بـه یــادت دادیم
پَر زدن نیست کـه درجاسـت، بخند
آدمــک نغمــهء آغــاز نخوان
به خــدا آخــر دنیـاست، بخند
![]()
میروم
به دیار دیگری میروم
میروم که شاید کسی یادم کند...
شاید به یاد من کسی گریه کند...
شاید روزی که بفهمم کسی عاشقم هست...
دیگر عاشق نباشم....
چون دیگر نخواهم بود....
...برای کسی که هرگز یادم نکرد...
![]()

نمی بخشمت
نمی بخشمت....بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی....
بخاطر تمام غمهایی که بر صورتم نشاندی...
نمی بخشمت ....بخاطر دلی که برایم شکستی....
بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی....
نمی بخشمت.... بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی....
بخاطر نمکی که بر زخمم گذاردی......
و می بخشمت بخاطر عشقی که بر قلبم حک کردی.
![]()
یه دروغ ساده......
شب مهتابه و چشام بازم از یاد تو خیسه
دیگه عادت شده با بغض واسه تو مینویسه
کاش می فهمیدی که قلبم خونه آرزوهات بود
یه نفس تنها نبودی همیشه دلم باهات بود...
آسمون و ماه نقرش با یه عالمه ستاره
شاهدن که این بریدن دیگه برگشتی نداره
رفتی بی اونکه بدونی دل من مال خودت بود
حال بغضای شبونم به خدا حال خودت بود
سهم چشای تو بودن توی دنیا هرچی داشتم
واسه ی خاطر نازت جونمو گرو گذاشتم
یه دروغ ساده اما قصه ما رو بهم زد
سرنشتمونو آخر با جدا کردن رقم زد
تو پشیمون شدی و من حالا صندوقچه دردم
سخته اما باورش کن من دیگه بر نمیگردم
اما یادت باشه حرفا مث گوله های برفن
خیلیا قربونی های بی گناه چندتا حرفن
تو ترانه های شرجیم میدرخشی تو همیشه
اما من هر کاری کردم که ببخشمت نمیشه
**************
با یاد او که زمانی در زندان بی دیوار اسیر بود......وبالاخره طعم آزادی را چشید!
پرنده ای هستم در قفس........
پرواز را از من گرفته اند......
بالهایم بسته است......
و احساس را از من گرفته اند.....
من و امید پروازی دوباره......
من و احساس آوازی دوباره.....
من و شادابی و عشق دوباره.....
به من آموختند آزاد باشم
میان گل ها برقصم شاد باشم.....
بخوانم با نوای باد پاییز...
و پروازی کنم از روی جاریز.......
ولی افسوس آن عشق ها رفتند.....
********
اگر كسی مرا خواست ،
بگویید رفته بارانها را
تماشا كند .
و اگر اصرار كرد ،
بگویید برای دیدن توفانها
رفته است .
و اگر باز هم سماجت كرد ،
بگویید رفته است تا دیگر
باز نگردد .........................
اون که می گفت
جونش به جونت بده
حالا داره
به گریه هات می خنده
اون که می گفت
بدون تو می میره
دروغ می گه
دلش جنسه کویره
دروغ می گه
تو گوش نده به حرفاش
نگو هنوز می خوای بمونی باهاش
خیال نکن بدون اون می میری
بذار بره
نباشه جون می گیری..........
حیال کردم که با من
هم دل و
هم کیش و
هم دردی
به مردی با تو پیوستم
ندانستم که نامردی
![]()
دلم گرفته است
به کدامین دلیل مبهم؟
دل تنگی همیشه ماندنی است
من می مانم و دل من
من می مانم و یاد دل تو
می دانم می دانم رفتنت را
به کدامین گناه تکرار می شود
حلقه ی بی قراری نیاز عشق تنهایی
راه فرار چیست؟
ماندنی کیست؟ چیست؟
شک و تردید پایانی ندارد
خستگی ها ارامی ندارد
همه و همه و همه به خود می نگرند
گم شده ام در پس لبخند همیشگی ام
مهربانی لکه ایست خشک شده
امنیت گم شده خود را در کدامین تقدس بجویم؟
انتها کجاست؟ سر اغاز کجاست؟
از سردرگمی خسته ام
جواب کجاست؟
![]()


تانرینین آدی و یادینان